( ۲۰۰۰۰) معادل ( ۴۰۰) دالر امریکایی از مهریه یک پسر افغان باقی می ماند ، پدر عروس شدیدا در این مورد سختگری می کند ، پسر چاره ای جز رفتن به ایران و کار کردن و سپس بدست آوردن این پول و پرداخت آن به پدر عروس ندارد ، وقتی پسر هرات را به مقصد ایران ترک می گوید و برای خداحافظی به خانه عروس می آید :” دختر گریه کنان رو به پدر می کند و می گوید پدر ! اجازه بده تا ما عروسی کنیم ، برای ما وقت تعیین کن ، ( دو ماه ) ( یکماه ) و یا کمتر و بیشتر پدر زیربار خواست دخترش نمی رود و داماد با چشمان اشک آلود ، هرات ، نامزد و دیارش را ترک می کند راهی غربت می شود تا ۴۰۰ $ برای پدر عروس جمع آوری کند. آنچه مسلم است این است که دخترهای محسور در چهاردیواری خانه در افغانستان از حق و حقوق شان ناآگاه اند ، دخترها در افغانستان نمی دانند که همه مهریه مطالبه شده متعلق به خودشان است نه کس دیگری … در موارد زیادی زندگی عروس و داماد پس از عروسی دچار مشکلات بزرگی شده که پایه و اساس آن مهریه های گزاف و کمر شکنی بوده که داماد را در اوج روزهای که باید خوشبخت ترین انسان روی زمین می بود ، فکر و روح و روان آن را مشوش از نحوه بدست آرودن پولی نموده که بعنوان مهریه باید به پدر عروس پراخت می کرد.در جامعه کاملا سنتی افغانستان بویژه در سالهای اخیر سختگیری های گسترده ای هنگام ازدواج دختران و پسران ، بویژه از سوی خانواده عروس مبنی بر ارایه پیشکش یا مهریه صورت می گیرد که در نوع خود در تاریخ این کشور بی نظیر است. در مواردی در روستا ها و دهات افغانستان مهریه از سوی پدر خانواده تا ده لک افغانی معادل ( ۲۰۰۰۰ ) دالر امریکایی بدون پرداخت جهیزیه مطالبه می گردد. مردم در افغانستان با وجودیکه شدیدا وابسته به عقاید اسلامی و مذهبی شان هستند ، اما در این مورد شدیدا تحت تاثیر لذت و شرینی پول و مال منال دنیایی قرار گرفته و خارج از هرگونه دور اندیشی مبنی بر آینده دختر و دامادشان پول هنگفتی را مطالبه و در مواردی مصرف و در موارد دیگری آن را به مصرف هم نمی رسانند و در پهلوی آن جهیزیه مفصلی را نیز لیست وار از داماد آینده شان درخواست می نمایند. در بسیاری از مناطق روستایی در افغانستان دختران با زمین های کشاورزی ، وسایل نقلیه ی مانند موتر ، تراکتور و یا با حیواناتی مانند گوسفند ، مرکب ، اسب و حتی در مواردی با سگ ها معاوضه ...




