شدت وشتاب کنونی جریانات سیاسی و سیره وثمره ی رفتارهای رایج درسطح کلان، بطورواضح نشان وگمان از بازگشت دوباره ی کشوربه چرخه ی بحران فراگیر دودهه ی گذشته دارد. شکافهای فعال درسطح مدیریت کلان، از یکسو به جبهه بندیهای استراتژیک داخلی زمینه وبهانه داده است و ازسوی دیگر، فرصت آشکاری را برای تجدید بحرانهای قومی وتشدید بد نگریها و بد آموزیها در تعامل اجتماعی فراهم کرده است.

سرکوب خونین مطالبات داد خواهانه وعدالتجویانه ی شهروندان شبرغان دراواخر ماه مه، حادثه ی جاده شمالی درماه ژوئیه وجهت دادن آن به سمت تکوین وترتیب یک بحران قومی و سیاسی، هجوم مسلحانه ی کوچیها درهمین ماه به مناطق امن هزارجات وآتش زدن خانه ها ی مردمان بومی، بستن مکاتب و کوچاندن صدها خانوارازمناطق مسکونی شان وبرافراشتن پرچم سفید طالبان درمناطق تصرف شده ازسوی گروهای مسلحی بنام کوچی وبالاخره فاجعه ی خونین وپرابهام کشتاربغلان در ششم نوامبرامسال، همگی سلسله ای ازیک تصمیم سازی و توطئه گری درهم تنیده، خطر ساز وخزنده ای است که درپشت پرده ی سیاست وسیادت حلقه های کامجو، عظمت طلب، ماجراجو و وابسته تنطیم، ترتیب و تولیت می گردد.

چه کسی رای مثبت داده؟

چه کسی رای منفی داده؟

نظرات