اواخر ماه جون ۲۰۰۱ در دفتر کارم در وزارت امور خارجه در کابل از یک جوان الجزایری عضوالقاعده شنیدم که ما بزودی در آمریکا جهنم برپا می کنیم.
او گفت که انفجار دوهزار کیلوگرام مواد انفجاری حداقل پنج هزار نفر را در کام مرگ فرو خواهد برد و زوال آمریکا از همین انفجار آغاز خواهد شد.
بعد از ظهر روز یازدهم سپتامبر خبر حمله هواپیماهای مسافربری به اهدافی در نیویورک و واشنگتن از رادیو پخش شد و ادعا شد که مظنون اصلی در این ماجرا القاعده و رهبر آن اسامه بن لادن است.
با شنیدن این خبر ناگهان بیاد سخن آن جوان عرب افتادم. آنچه را که من خیالبافی یک جوان مایوس عرب برای فتح جهان تلقی کرده بودم به حقیقت پیوسته بود. اکنون باید منتظر بود و دید که آمریکا زودتر از میان خواهد رفت یا حکومت طالبان در افغانستان.
او گفت که انفجار دوهزار کیلوگرام مواد انفجاری حداقل پنج هزار نفر را در کام مرگ فرو خواهد برد و زوال آمریکا از همین انفجار آغاز خواهد شد.
بعد از ظهر روز یازدهم سپتامبر خبر حمله هواپیماهای مسافربری به اهدافی در نیویورک و واشنگتن از رادیو پخش شد و ادعا شد که مظنون اصلی در این ماجرا القاعده و رهبر آن اسامه بن لادن است.
با شنیدن این خبر ناگهان بیاد سخن آن جوان عرب افتادم. آنچه را که من خیالبافی یک جوان مایوس عرب برای فتح جهان تلقی کرده بودم به حقیقت پیوسته بود. اکنون باید منتظر بود و دید که آمریکا زودتر از میان خواهد رفت یا حکومت طالبان در افغانستان.




