فقر، در ماه رمضان با چهره خشن تری بر سر سفره شماری از خانواده ها در شهر کابل، خود را نشان می دهد.
علی رغم سرازیر شدن کمکهای میلیاردی جامعه جهانی به افغانستان، شماری از خانواده ها می گویند هنوز هم در سیر کردن شکم گرسنه خود درمانده اند. شماری از این خانواده ها مجبور به خوردن نان خشک ذخیره شده برای دامها شده اند.
مرضیه سرپرست یکی از این خانواده ها است. مرضیه با شوهر بیمار و هفت فرزندش در اتاقی کرایی/اجاره ای در دامنه کوهی در غرب کابل زندگی می کند. کرایه اتاق مرضیه ماهانه 500 افغانی است، ولی عمویش، که صاحب خانه اوست با رعایت حال او، ظرف شش سال گذشته از او کرایه نگرفته است.
درآمد مرضیه ماهانه ۱۵۰۰ افغانی معادل 30 دلار است که به عنوان حقوق بازنشستگی شوهرش از دولت می گیرد. شوهر او زمانی کارگر شهرداری بوده اما حالا به شدت نیازمند درمان است و این پول هزینه درمان او هم نمی شود. این مرد قبلاً فلج بوده و حالا مشکل عصبی دارد و همیشه نیازمند است که کسی از او مواظبت کند.
هیچ یک از فرزندان مرضیه توانایی کار را ندارند، سخی، پسر بزرگ او تا صنف/کلاس پنجم درس خواند، اما گرسنگی او را به یک کارگاه تعمیر تلویزیون کشاند. حقوق او هفته ای تنها دوصد/دویست افغانی، معادل 4 دلار است. او به امید روزی است، که خودش بتواند تلویزیون تعمیر کند و درآمد خوبی داشته باشد.
بر سفره افطاری مرضیه و خانواده او نان و قورمه/خورشت کچالو/سیب زمینی است، اما او می گوید که بیشتر اوقات خوراک خانواده اش نان و چای است. نانی که مرضیه تهیه می کند، دست پخت خود او است که از آرد با کیفیت بسیار پایین تهیه می شود.
بر سفره او نوع نان دیده می شد؛ به گفته مرضیه، نانی را که رنگ سفیدتر داشت، برادر شوهرش فرستاده بود؛ این هدیه ارزشمندی بود که مخصوص افطاری برای این خانواده فرستاده شده بود...
علی رغم سرازیر شدن کمکهای میلیاردی جامعه جهانی به افغانستان، شماری از خانواده ها می گویند هنوز هم در سیر کردن شکم گرسنه خود درمانده اند. شماری از این خانواده ها مجبور به خوردن نان خشک ذخیره شده برای دامها شده اند.
مرضیه سرپرست یکی از این خانواده ها است. مرضیه با شوهر بیمار و هفت فرزندش در اتاقی کرایی/اجاره ای در دامنه کوهی در غرب کابل زندگی می کند. کرایه اتاق مرضیه ماهانه 500 افغانی است، ولی عمویش، که صاحب خانه اوست با رعایت حال او، ظرف شش سال گذشته از او کرایه نگرفته است.
درآمد مرضیه ماهانه ۱۵۰۰ افغانی معادل 30 دلار است که به عنوان حقوق بازنشستگی شوهرش از دولت می گیرد. شوهر او زمانی کارگر شهرداری بوده اما حالا به شدت نیازمند درمان است و این پول هزینه درمان او هم نمی شود. این مرد قبلاً فلج بوده و حالا مشکل عصبی دارد و همیشه نیازمند است که کسی از او مواظبت کند.
هیچ یک از فرزندان مرضیه توانایی کار را ندارند، سخی، پسر بزرگ او تا صنف/کلاس پنجم درس خواند، اما گرسنگی او را به یک کارگاه تعمیر تلویزیون کشاند. حقوق او هفته ای تنها دوصد/دویست افغانی، معادل 4 دلار است. او به امید روزی است، که خودش بتواند تلویزیون تعمیر کند و درآمد خوبی داشته باشد.
بر سفره افطاری مرضیه و خانواده او نان و قورمه/خورشت کچالو/سیب زمینی است، اما او می گوید که بیشتر اوقات خوراک خانواده اش نان و چای است. نانی که مرضیه تهیه می کند، دست پخت خود او است که از آرد با کیفیت بسیار پایین تهیه می شود.
بر سفره او نوع نان دیده می شد؛ به گفته مرضیه، نانی را که رنگ سفیدتر داشت، برادر شوهرش فرستاده بود؛ این هدیه ارزشمندی بود که مخصوص افطاری برای این خانواده فرستاده شده بود...




