" زیباست ، بخصوص اگر از نیم رخ تماشایش کنی . صورت کشیده با گونه ها ی برجسته و چشم های درشت...گیسوی بسیار سیاهش با فرقی که از وسط باز شده و همچون چهار قد عروس روی صورتش را گرفته... چهارده سال دارد و مانند ژولیت شکسپیر سرگذشتی فاجعه بار و رومانتیک.."
"دوشیزه " داستان حماقت های بشر است . داستان ترس ها و خرافه ها . داستان خدایان خشمگین که اگر غضب کنند دودمان تان رابه باد می دهند و اگر خشنود شوند نعمت ها بر سرتان می ریزند .
نامش "خوانیتا" است با جلال و شکوه خاصی او را به پای کوه " اند" می اورند . خدایان کوه اند یعنی " اپو" ها خشمگین هستند . می خواهند این دختر پری سیما را برای فرونشاندن خشم انها قربانی کنند . که شاید نعمت و فراوانی برای زیستگاه های منطقه بیاورد . او را با ارامشی تمام به حجله می برند. شش ساعت قبل هم کاسه ای اش پر از گیاهان مختلف به او خورانده اند .
نوازنده ها سرود خوان در پیشاپیش و یاماهای غرق در جواهر در مقابل و رقاصه ها و جماعت نیایشگر پیش از رسیدن به دره "کولا" و سکوی قربان گاه هیچ تشویش و هراسی به دل خوانیتا راه نمی دهد . او سرنوشتش را پذیرفته ا ادامه مطلب...
"دوشیزه " داستان حماقت های بشر است . داستان ترس ها و خرافه ها . داستان خدایان خشمگین که اگر غضب کنند دودمان تان رابه باد می دهند و اگر خشنود شوند نعمت ها بر سرتان می ریزند .
نامش "خوانیتا" است با جلال و شکوه خاصی او را به پای کوه " اند" می اورند . خدایان کوه اند یعنی " اپو" ها خشمگین هستند . می خواهند این دختر پری سیما را برای فرونشاندن خشم انها قربانی کنند . که شاید نعمت و فراوانی برای زیستگاه های منطقه بیاورد . او را با ارامشی تمام به حجله می برند. شش ساعت قبل هم کاسه ای اش پر از گیاهان مختلف به او خورانده اند .
نوازنده ها سرود خوان در پیشاپیش و یاماهای غرق در جواهر در مقابل و رقاصه ها و جماعت نیایشگر پیش از رسیدن به دره "کولا" و سکوی قربان گاه هیچ تشویش و هراسی به دل خوانیتا راه نمی دهد . او سرنوشتش را پذیرفته ا ادامه مطلب...




