حرف های رییس جمهور کرزی بیشتر شبیه یک بمب خنده بود . کرزی مدعی است تقلب گسترده خارجی ها موجب پیروزی او در انتخابات شده . همه جای دنیا معمولا طرف بازنده از تقلب صحبت می کند در افغانستان این رویه بر عکس است طرف پیروز مدعی تقلب میشود. نمی دانم در کنفرانس های مطبوعاتی در افغانستان و کشورهای منطقه چطور جوی حاکم است که هر گاه رهبری پشت تریبون قرار می گیرد فورا شروع میکند به فره کردن و سخنان عجیب و غریب گفتن . نمونه دیگرش هم اقای احمدی نژاد که مدعی است ظرف یک هفته متخصصان ایرانی میتوانند چهل درصد کمبود بنزین در ایران را تامین کنند .
ادامه مطلب...
پسر دوسال برای پیدا کردن مهریه ای برای همسرش به ایران رفت ، من در ایران او را دیده بودم ، دستش میان قیرهای داغ و سوزان سوخته بود و جای سوختگی اش را در تمام دوران زندگی اش می توان براحتی دید.
برای همسرش از ایران طلا خرید و به افغانستان فرستاد ، خودش نیز مدتی بعد برگشت تا عروسی کند.
روز عروسی فرا رسید ، تالار بزرگ و خوبی تهیه کرد ، از آنجاییکه با هم دوست شده بودیم مرا نیز دعوت کرد ، رقص کردی و اتنی و شور و شعف و هیجان قابل وصفی در میان حاضرین مشاهده می شد.
داماد خرسند و خوشحال بود ، خودش بیش از همه می رقصید و می خندید ، از این که همسر زیبا و خوبی نصیبش شده بود بی نهایت خوشحال بود.
شب شد ، عروسی تمام شد ، همه به خانه های شان رفتند ، حتی عروس و داماد …
از اینجا ماجرا را از زبان خودش می نویسم …
شب عروسی به حجله می رود ، زنان پشت دروازه می رقصند و می خندند و می اختطلاتند .
نیمه های شب داماد تقاضای نزدیکی با همسرش می کند ، همسر اصرار می کند که برق باید خاموش شود ولی داماد نمی خواهد صبح پادشاهی اش را در تاریکی بگذارند.
شب زفاف کم از صبح پادشاهی نیست !
زن ، مرد را به ادامه مطلب...
برای همسرش از ایران طلا خرید و به افغانستان فرستاد ، خودش نیز مدتی بعد برگشت تا عروسی کند.
روز عروسی فرا رسید ، تالار بزرگ و خوبی تهیه کرد ، از آنجاییکه با هم دوست شده بودیم مرا نیز دعوت کرد ، رقص کردی و اتنی و شور و شعف و هیجان قابل وصفی در میان حاضرین مشاهده می شد.
داماد خرسند و خوشحال بود ، خودش بیش از همه می رقصید و می خندید ، از این که همسر زیبا و خوبی نصیبش شده بود بی نهایت خوشحال بود.
شب شد ، عروسی تمام شد ، همه به خانه های شان رفتند ، حتی عروس و داماد …
از اینجا ماجرا را از زبان خودش می نویسم …
شب عروسی به حجله می رود ، زنان پشت دروازه می رقصند و می خندند و می اختطلاتند .
نیمه های شب داماد تقاضای نزدیکی با همسرش می کند ، همسر اصرار می کند که برق باید خاموش شود ولی داماد نمی خواهد صبح پادشاهی اش را در تاریکی بگذارند.
شب زفاف کم از صبح پادشاهی نیست !
زن ، مرد را به ادامه مطلب...
« قبل1 بعد »




